حسن فتحی
از روزی که قلعه نویی وتیمش به کشور بازگشته اند برای سرپوش گذاردن برروی ناکامی ها یشان شمشیر را علیه کسانی که در این مدت به روشنگری درباره بی کفایتی و ناتوانی های تیم ملی خصوصا سرمربی وکادر فنی پرداخته اند از رو بسته وتصور می کنند با استفاده از تریبون های خاص ودولتی می تواند مانع انتقاد از سوی آنهایی شود که زبان گویای مردم هستند.
روشی که امثال قلعه نویی وبیرانوند درپیش گرفته اند ودرطول این سال ها بارها شاهد آن بوده ایم به یک حربه نخ نما تبدیل شده که کارآیی خود را از دست داده است ولی مشکل زمانی حاد می شود که این آقایان همراه با دوستان وحامیانشان برای پیشبرد اهداف وخواسته های خود به سازمان ها و نهادهای دولتی ،نظارتی،امنیتی وحتی قضایی متوسل می شوند.
پس ازتوهین وجسارت به علی دایی وکسانی که همراه وهم جهت با مردم هستند این بار نوبت قلعه نویی بود که بابهره گرفتن از نفوذ خود ودوستانش به جان رسانه های مستقل ومنتقدان بیفتد.
دراین رابطه اقدامات تخریبی وبازدارنده قلعه نویی وباندش متوجه فردوسی پور شده است که درطول جام جهانی بابرنامه های جذاب و روشنگرخود سعی داشت واقعیت ها را به اطلاع مردم برساند.
جالب توجه است که قلعه نویی در جایگاه مدعی العموم ووزیر ارشاد خواستار مقابله با امثال فردوسی پور وتمام رسانه های مستقلی می شود که حاضر نیستند مجیز او وحامیانش را گفته وحقایق راوارونه نشان بدهند.
فیلتر پلتفرم فوتبال 360راباید اولین گام درراه ایجاد محدودیت برای فردوسی پور وتمامی رسانه های مستقل ومنتقدان غیر وابسته دانست. محدودیت هایی که می توانند تا مرحله توقیف وتعطیلی این رسانه ها و برخوردهای قضایی حتی امنیتی با امثال فردوسی پور پیش برود. لذا اگر در روزهای آینده خبربرخوردهای شدید تری با فردوسی پور را شنیدید تعجب نکنید. زیرا تجربه نشان داده که روندی که در پیش گرفته شده در نهایت به همان نقطه منتهی خواهد شد.
در جامعه ای که سخنگو ومدعیانش قلعه نویی ها و بیرانوند ها هستند نباید هم عقلانیت وتفکر جایی داشته باشد.عده ای انتقاد می کنند که چرا گروهی خانه نشین می شوند ویا مثل مزدک میرزایی وده ها نفر دیگر راه خارج را پیش گرفته ودر رسانه های فارسی زبان خارج از کشور فعالیت خود را پی می گیرند.
درکشوری که در عوض مقابله با کسانی که ازتریبون های رسمی و عمومی فحاشی کرده و برای دیگران آزادانه خط و نشان می کشند جایی برای رسانه های مستقل وفعالان رسانه ای کاربلد نیست. در این جامعه تریبون دردست کسانی است که برای منافع آنی وزود هنگام حنجره پاره می کنند وترجیح می دهند قلم به مزد باشند تا روایتگر واقعیت ها.
ناراحتی قلعه نویی وافراد بی هویتی مثل بیرانوند که از حمایت فدراسیون تاج برخوردارند از این است که با وجود تمامی فشارها ،محدودیت ها وبرخوردهای قانونی و غیر قانونی هنوزرسانه ها وافراد مستقل هم چنان به فعالیت خود ادامه داده و سعی می کنند به رسالت واقعی خود که روشنگری است عمل کنند.
این ذهنیت به وجود آمده بود که با تعطیلی برنامه فوتبالی نود ویا تهدید وتطمیع امثال فردوسی پور که موفق نبود می توانند مانع افشای حقایق وچهره کسانی شوند که با سرسپردگی به باندها وجناح های قدرت وثروت راه تقابل با آزادی بیان وآزادی رسانه را پیش گرفته اند.
خشم و طغیان همراه با فحاشی وتهدید قلعه نویی و بیرانوند حکایت از این واقعیت دارد که افشای حقایقی که در این مدت از سوی رسانه های مستقل وافراد مورد اعتماد مردم صورت گرفته صحت داشته وقابل انکار نیستند. سرمربی تیم ملی فوتبال ودارو دسته او باید دیدگاه ومشی خود را درباره رسانه های مستقل وافراد کاربلد تغییر داده وراه دوستی وتعامل بااین جناح را پیش بگیرند زیرا مردم اعتمادی به رسانه های مجیز گوی دولتی نداشته وآنها را صدای واقعی خود نمی دانند.
تهاجمی که علیه فردوسی پور وامثال او تدارک دیده اند ممکن است سبب ایجاد موانع ومحرومیت های جدیدی برای آنها شده واین صداها برای مدتی خاموش شوند ولی این گونه نیست که با این روش ها بتوانند دهان مردم را بسته وذائقه جامعه را تغییر داده وبه هواداران بوق های دولتی وچاپلوس تبدیل کنند. اگر چنین بود که قلعه نوی وبیرانوند ها این گونه به فریاد و ضجه زدن برنیامده وسعی می کردند اندکی خویشتن دار شوند.
