نسل قهرمان یا مدعی؟!
می گویند مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید. این وضعیت تیم ملی فوتبال است که خود راسرآمد همه نسل های فوتبالی می داند. نسلی که به قولی هیچ گلی برسر فوتبال نزده وهیچ عنوانی نه درمنطقه ،نه قاره ونه جهان به دست نیاورده است.
البته ممکن است این عده که با چاپلوسی از سرمربی ودست اندرکاران فدراسیون فوتبال می خواهند جایگاه خود را در تیم ملی حفظ کنند خود را برتر بدانند اما آمار و ارقام خلاف این ادعاها را ثابت می کند.

با نگاهی به موفقیت ها و شکست های تیم ملی فوتبال در ادوار مختلف مشخص می شود نسلی که با قهرمانی درآسیا آغاز کرده و در تمامی رده ها قهرمان آسیا شده و بارها به المپیک راه یافته ودرجام جهانی 16 تیمی حضور داشت کجا تا تیمی که هیچ عنوان وموفقیت منطقه ای ،قاره ای وجهانی کسب نکرده وده ها سال است که نتوانسته به المپیک راه یافته ویا در آسیا روی سکو برود.
نسل قهرمان از حسن حبیبی ومصطفی عرب ،پرویز قلیچ خانی وهمایون بهزادی و عزیز اصلی آغاز کرده وبه علی پروین وحسن روشن ها و ناصر خان حجازی رسید. آنهایی که با رایکوف اوج گرفته و به حشمت خان مهاجرانی رسیدند.

من نمی گویم که پس از آن نسل طلایی،فوتبال ملی نتوانسته درمیادین درخششی داشته باشد .حضورچهره هایی چون علی دایی، علی کریمی ،مهدی مهدوی کیا و عابدزاده درتیم ملی گویای پربار بودن فوتبال کشور است ولی مشکل زمانی ایجاد شده و شدت گرفت که فوتبال هم مثل تمامی امور کشور سیاسی شده و به دامن سیاست غلطید.
فدراسیون مهدی تاج را باید یک فدراسیون کاملاسیاسی به حساب آورد .فدراسیونی که با کنار گذاشتن سردار آزمون نشان داد که اعتقادی به شایسته سالاری نداشته وفقط به فکر حفظ موقعیت خود از طریق چاپلوسی وتملق گویی است.

مقایسه فدراسیون مهدی تاج با مهندس صفایی فراهانی می تواند واقعیت یک فدراسیون وگروه صرفا سیاسی با یک گروه کاربلد وتلاشگر را آشکار سازد.در چنین شرایطی برخی بلندگوهای رسمی وغیر رسمی که حقوق بگیرهستند وهرازگاهی ازمراحم آن بهره مند می شوند به تعریف وتمجید از کسانی برخاسته اند که تیشه دردست گرفته و به جان فوتبال کشور افتاده اند. زمانی که پیرترین تیم را به جام جهانی اعزام می کنید مشخص است که توجهی به سازندگی وجوانگرایی ندارید.
شما نمی توانید با تیم پیرمردها در تورنمنت ها موفق شوید .این تورنمنت می خواهد منطقه ای باشد یا قاره ای ویا جهانی . مافیایی که دور و بر تیم ملی فوتبال را گرفته اجازه نمی دهد خون جوانی وتغییر در رگ های فوتبال کشور جریان یابد. اگر می توانیم به رشد وتوسعه وموفقیت در فوتبال دست یابیم باید هم از گنده گویی های الکی دست برداریم هم تن به واقعیت ها بدهیم.
واقعیت این است که با شعار وفرافکنی نمی توان به موفقیت وپیروزی رسید. با این ادعاها فقط خودمان را گول می زنیم وتصور می کنیم که بهترین هستیم. تازمانی که این باند وگروه برفدراسیون و تیم ملی حاکم است مطمئن باشید در مسابقات آتی قاره ای هم هیچ موفقیتی به دست نیاورده وهم چون دوره های پیشین در میانه راه ناگزیر به خانه باز خواهید گشت. این عده باید بدانند که با شعار دادن نمی توان قهرمان شد واز پله های ترقی بالا رفت.قهرمان شدن ابزاری را می طلبد که این فدراسیون و تیم ملی و کادر فنی فاقد آن است.
حسن فتحی
